نوشته شده توسط : جعفر
اصول زیرمجموعه ای از باورها و روش هایی است که برای افزایش شانس موفقیت در تبلیغات، اثبات شده اند. آگهی دهنده های با تجربه دائم تلاش می کنند تا از ماهیت خود خارج شوند و دنیا را با چشم و قلب مشتریانشان ببینند. اصل یکم : بازاریابی در مورد احتمالات است نه پیش بینی ها رفتار انسان نسبی است نه مطلق. انسان ها آزاد هستند و در موقعیت های متفاوت رفتارهای مختلفی دارند که موقعیت ها هم به طور غیرمنتظره ای تغییر می کنند و هیچ گاه نمی توانید از انسان انتظار داشته باشید کاری که می خواهید را انجام دهد. اگر نتایج گذشته را بررسی کنید می توانید بفهمید که در گذشته چه رخ داده و چه چیزی کارایی داشته است ولی تضمینی برای اینکه برای امروز یا فردا هم موثر باشد وجود ندارد. آگهی دهندگان دوراندیش می دانند که بازاریابی همواره یک سرمایه گذاری برای آینده است آن هم به وسیله متغیرهایی که بیشتر آن ها قابل کنترل نیستند. پس می توان گفت بازاریابی یک سرمایه گذاری بدون تضمین بازگشت سرمایه است. می توان این عدم قطعیت را کاهش داد اما حذف کلی ریسک آن غیرممکن است. آگهی دهندگان دوراندیش در هر تصمیمی که می گیرند این ریسک را در نظر دارند. طراحی سایت پزشکی ![]() اصل دوم : بگذارید مشتری جلوتر از شما حرکت کند یکی از راه های مقدم کردن مردم، استفاده از تحقیقات بازار است. اگر فکر می کنید ارتباطات بازاریابی راهی برای گفت وگو با مشتریان است، پس تحقیق کنید مردم در کجا دوست دارند چه چیزی را بشنوند یا نشنوند و آیا محصول و ارتباطات شما همان چیزی است که می خواهند بشنوند. اگر باهوش باشید، محصول و ارتباطات شما متاثر از خواسته بازار هدف خواهد بود. طراحی سایت با وردپرس اصل سوم : همه چیز را یکی و هم راستا کنید مشتریان یک دستی را دوست دارند. دوست دارند به قولی که دیروز دادید امروز و فردا هم وفادار باشید. به دنبال برندهایی هستند که به چیزی که ارائه می کنند اعتماد داشته باشند. بنابراین باید همه چیز را یکی کنید. محصول، قیمت، تبلیغ، وعده های بازاریابی، پیامی که از طرف رسانه ها و اشخاص مختلف ارسال می کنید و… را یکی کنید. اصل چهارم : تئوری الاکلنگ باری کالن در مورد رفتارهای انسانی امروزه بازاریابی بسیار پیچیده شده است. بازار به هزاران گروه کوچک تقسیم می شود. ممکن است رقبا از کشورهایی دیگر یا صنایعی کاملا بی ربط باشند. رسانه ها همه جا هستند از موبایل گرفته تا دیوارهای شهر. یک ابزار ساده برای پرداختن به همه این پیچیدگی ها وجود دارد به نام تئوری «الاکلنگ باری کالن در مورد رفتارهای انسانی» که از این تئوری برای ساده تر کردن تصمیمات پیچیده بازاریابی استفاده می شود این تئوری بیان می کند رفتار انسانی همچون الاکلنگی از ترس و نیاز است. وقتی نیاز سنگین تر از ترس باشد عمل می کنیم. وقتی ترس سنگین تر باشد، عمل نمی کنیم. تیپر کورولاری می گوید: وظیفه ما به عنوان آگهی دهنده این است که ترس را کنار بگذاریم و به نیاز بپیوندیم. سپس الاکلنگ کار می کند و مشتری میلیون ها دلار خرید می کند یا به دنبال خرید بیشتر می رود. پس وظیفه شما به عنوان آگهی دهنده، افزایش نیاز مشتری به کمک ابزارهای بازاریابی است که در اختیار دارید: طراحی محصول، آگهی و پیام. همچنین وظیفه شما کاهش ترس آن ها با درخواست انجام عملی کم ریسک است. تعرفه طراحی سایت اصل پنجم : برای پولدار شدن، باید ممتاز باشید اگر تمام پول ها و وقت های دنیا را دارید دیگر نیاز نیست استراتژی داشته باشید؛ اما اگر بودجه محدودی دارید لازم است استراتژی داشته باشید. مراقب باشید، سعی نکنید برای همه ی مردم، همه چیز را ارائه کنید. با گسترش شبکه کاری خود بدون استثنا کردن کسی، در واقع در حال کاهش دادن شانس موفقیت خود هستید. اصل ششم : یک آگهی، یک ایده برای یک شخص عادی کمتر از نیم ثانیه طول می کشد تا تصمیم بگیرد به آگهی شما توجه کند یا نکند؛ یعنی اینکه، جذاب ترین موضوع را به گونه ای به کار ببرید تا اولین چیزی باشد که دیده یا شنیده می شود. مطالعات نشان می دهد حتی وقتی تصمیم گرفتید به یک آگهی توجه کنید، هنوز هم آن را سطحی می خوانید تا به نقطه موردعلاقه برسید، ابتدا تیتر یا تصویر اصلی، سپس عکس های جانبی و توضیحات عکس، سپس لوگو با شعار تبلیغاتی؛ آن هم درصورتی که این ها جذابیت داشته باشند؛ آن وقت متن اصلی آگهی را می خوانید. مردم سطحی می خوانند تا در زمان و انرژی صرفه جویی کنند. ارائه فهرست بلندی از نقطه نظرات، برای خوانندگان یا بینندگان کار نادرستی است؛ هر آگهی فقط باید یک ایده اصلی داشته باشد. اصل هفتم : هم مرتبط و هم خاص باشید هدف شما به عنوان یک آگهی دهنده یا شرکت این است که چنان تفاوت مهمی ایجاد کنید که موجب شود مشتری شما را به رقبای دیگر ترجیح دهد؛ یعنی چیزی که انتظارش را دارید. آگهی ها باید برای مخاطبین مرتبط و غیرمنتظره باشند. مرتبط بودن موجب مفید بودن و غیرمنتظره بودن موجب موردتوجه قرار گرفتن می شود. تنها تعداد کمی از آگهی ها مرتبط و غیرمنتظره هستند. شما باید هر دو باشید. اصل هشتم : اول میوه های دم دست را بچینید سودآورترین بازار هدفی که می توانید داشته باشید، مشتریان کنونی شما هستند. اسم شما را می شناسند، اعتبارتان را باور دارند، از شما تجربه خوبی دارند، به شما وفادار هستند و خرید از شما را کم ریسک می دانند. در بسیاری از کسب وکارها، ایجاد بانک اطلاعات مشتریان به شرکت ها این امکان را می دهد تا با ارزش ترین آن ها را شناسایی کنند. حتی می توانید بانک اطلاعاتی درست کنید که پیش بینی کند کدام یک از مشتریان، کالاهای دیگر شما را هم خریداری خواهند کرد. اصل نهم : از ادعاهای بی اساس پرهیز کنید آزمایش های مکرر تبلیغات نشان می دهد، مشتریان در معرض کلمات مهم، ادعاهای غلو شده و عکس های غیرواقعی هستند. امروزه برطرف کردن شک مردم تقریبا غیرممکن شده است. آن ها برای باورکردن پیام شما به دلایل قدرتمند نیاز دارند نه مزخرفاتی که موجب باور نکردن آن ها شود. اولین و بهترین راه برای اجتناب از چرندگویی، غلو نکردن است. کمتر تعهد بدهید بیشتر ارائه کنید. تبلیغات با وعده دادن موجب انتظار می شود. وقتی بیش ازحد وعده می دهید درواقع در حال ناامید کردن مشتریان و آسیب زدن به اعتبار ارتباطات آینده هستید. همیشه ادعاهای تبلیغی خود را بررسی کنید تا فراتر از توانایی شما نباشد. طراحی سایت در تهران
:: بازدید از این مطلب : 182 نوشته شده توسط : جعفر
هیچ راه میانبری برای اینکه شرکت های بزرگ مشتریان شما باشند،نخواهید یافت. شوخ طبعی و خوش اخلاقی شما، جاذبه ی باور نکردنی شما، یا هوش و ذکاوتتان کافی نیست. برای این که تا حد زیادی احتمال بازکردن جای پا در شرکت های بزرگ را افزایش دهید، قبل از آغاز تماس با مشتری، خود را در اهداف شرکت مشتری غرق کنید. در روش فروش جدید، دانایی توانایی است. چنانچه شما وقتی صرف یادگیری درباره ی سازمانی قبل از ورود به آن نکنید، تصمیم گیرندگان شرکتی شما را بی کفایت فرض کرده و حذفتان می کنند. داشتن دانش اجمالی از شرکت مشتری مورد نظرتان کافی نیست. این دانش و آگاهی است که فروشندگان خوب را از متوسط و متعهدها را از مغرور ها جدا می کند. امروزه تصمیم گیرندگان شرکتی انتظار دارند که در مورد شرکت آنها مطلع باشید. این برای آن ها اهمیت دارد. این چیزی است که آن ها به آن علاقه مندند، نه محصول، خدمات یا راه حل شما. آنها انتظار ندارند تمام جزئیات را بدانید، فقط به طور معقولی در زمینه ی آنچه در سازمان آنان اتفاق می افتد به روز باشید. با تجزیه و تحلیل خوب قبل از تماس گرفتن قادر خواهید بود :
انجام دادن این تحقیق کمک می کند تا «سردی» تماس های رسمی را از بین ببرید. شما برای صحبت با تصمیم گیرندگان آماده می شوید. می دانید که هستند و چه چیزی برای آنها مهم است. دوربین مداربسته برای منزل تجهیزات دوربین مداربسته هنگامی که شرکت بزرگی را هدف قرار دادید، تحقیق اولیه خود را بر چهار زمینه زیر متمرکز کنید : 1- جایی را برای ورود پیدا کنید از آن جا که هدف اولیه شما ورود به شرکت است، در جستجوی ساده ترین راه برای نفوذ به این مشتری باشید. به این معنا که باید واحدهای تجاری یا شعبی از شرکت را پیدا کنید که به ظاهر برای عرضه شما مناسب باشند. تمایز بازار خود را قبل از شروع این تحقیق مرور کنید. 2- درباره ی تجارت و کار آنها یاد بگیرید مقدار زمانی را که صرف تحقیق و فراگیری درمورد یک مشتری می کنید، به طور مستقیم متناسب با ارزش آنان برای شرکت شماست. در صورت قرارداد با این شرکت، درآمد زیادی نصیب خود می کنید، ارزش و شهرت تان زیاد می شود، یا فرصت های بسیار زیادی برای رشد و ترقی خواهید داشت؛ پس ارزش صرف وقت را دارند. همچنین اگر آنچه می فروشید تاثیر سازمانی مهمی دارد، صرف وقت بیشتر در فاز تحقیقاتی در اصل ضروری است. برای این مشتریان باید درباره ی موارد زیر مطلع باشید:
3- روزنه ها را بیابید وقتی که تحقیق می کنید برای هر چیزی که نشان می دهد این مشتری مورد نظر ممکن است مشتری احتمالی شما باشد، چشم و گوشتان باز باشد. به ویژه شما باید در جستجوی دو مورد باشید:
آخرین چیزی که شما باید در جستجوی آن باشید، واژه هایی هستند که شرکت برای شرح کار و کسب، مشکلات و فرصت هایش از آن استفاده می کنند زیرا که وقتی که شما راهبرد ثبت مشتری تان را آماده می کنید که شامل تماس های تلفنی، نامه ها و غیره می شوند، باید با زبان مشتری تان صحبت کنید. هرچه واژه ها و الفاظ تان به زبان آن ها نزدیک تر باشد، ورود برای تان ساده تر است. نکته ها :
بیشتر بخوانید: هایک ویژن نصب دوربین مداربسته :: بازدید از این مطلب : 180 نوشته شده توسط : جعفر
پشت وانت نیسان آبی رنگی با خطی خوش این بیت نوشته شده بود. نیش دوست از نیش عقرب بدتر است... پس بزن عقرب که دردش کمتر است. همان نیسان های آبی رنگی که متقاضیانش معتقدند که رنگ آبی آن از رنگ های دیگر آن قدرتمندتر است و عملا رنگ های دیگر آن با شرایط موتوری و بدنه یکسان در بازار با استقبال و موفقیت روبه رو نبوده است و سهم بازارشان در مقایسه با رنگ آبی بسیار کمتر است که این پدیده برای برخی دیگر از کالاها هم وجود دارد که خود نیازمند تحلیل بیشتر و یک ستون جداگانه دارد. هیچ می دانید که تبلیغ تنها تبلیغ تلویزیونی نیست و اصولا هرگونه ابلاغ پیامی که از رسانه ای به سوی مخاطبی فرستاده شود تبلیغ به حساب می آید و تبلیغ به قول کاتلر آمیخته ای دارد که به آن آمیخته تبلیغات می گویند. در سال های اخیر گفتاری به گفته های تبلیغات اضافه شده که البته به نظر نویسنده، مطلب تازه ای نیست، اما به دلیل ساختاربندی انجام گرفته برای آن می تواند استفاده از آن برای شرکت ها مفید و کارساز باشد. واژه ترانزیت در معنای عام آن براساس فرهنگ معین عبارت از: جابه جایی مسافر و کالا بین مبدا و مقصد که مستلزم عبور از کشور ثالث باشد. حال وقتی کلمه تبلیغات را به آن اضافه می کنیم می شود رسانه تبلیغاتی که در حرکت است و جابه جا می شود و در همین حین آگاهی رسانی نیز می کند. طراحی سایت صنعتی نمونه های قدیمی آن در ایران اتوبوس های شرکت واحد خودمان است که از قدیم روی آن تبلیغات چاپ می شد و گاه مربوط به امور اقتصادی یا فرهنگی بود، مانند آگهی هایی که می گفت ارائه بلیت نشان دهنده شخصیت شماست یا کامیون ها و وسایل سنگین حمل ونقل است که روی آن نام کارخانه سازنده یا شرکت حمل ونقل کننده چاپ می شود، اما در این باره نوآوری های دیگری نیز می توان انجام داد مانند اینکه با درست کردن فضاهای مناسب و متناسب کالا را در حین حرکت به نمایش درآورد. طراحی سایت املاک ![]() چرا روش های تازه ای را باید جست وجو کرد وقتی از کاتلر در کتاب «و چنین گفت کاتلر» می پرسند شرکت ها چگونه می توانند به صورت موثر به انبوه مخاطبان دست پیدا کنند؟ او پاسخ می دهد،افراد فعال در تبلیغات دیگر روزهای طلایی رسیدن به انبوه مخاطبان از راه نشریات و تلویزیون را نخواهند دید و بازاریابی ترکیبی از هنر، علم و مهارت است. حال سه راه حل وجود دارد؛ ادامه راه قبلی یا تبلیغ در مراسم جهانی نظیر المپیک برای رسیدن به انبوه مخاطبان یا شناخت درست مشتریان و تامین نظر آنها (البته به شکل مطلق نمی توان هیچ یک از راه ها را رد کرد، اما در هر حال عقلانیت و خردمندی توصیه می شود). طراحی سایت هتل او در ادامه می گوید: دوران ریخت و پاش های تبلیغات تلویزیونی به سرعت در حال سپری شدن است، من به شرکت ها پیشنهاد می کنم تا بودجه تبلیغات انبوه تلویزیونی را کم کنند، تعداد بینندگان تلویزیون در حال کاهش است. بسیاری از بینندگان تبلیغات را نگاه نمی کنند طول مدت هر تبلیغ هم آنقدر کوتاه شده که پیام به خوبی منتقل نمی شود. فروش انبوه در کشوری که تعداد کانال های رادیو تلویزیونی و نشریات محدود باشد موثر خواهد بود، اما در کشوری که صدها کانال رادیو تلویزیونی و هزاران نشریه وجود دارد رسیدن به انبوه مخاطبان بسیار پرهزینه و دشوار است و به قولی دست یافتن به 10 ثانیه از توجه افراد روز به روز سخت تر می شود و بزرگ ترین اشتباه در بازاردانی (مارکتینگ) این است که بخواهید برای همه کس همه چیز باشید. امروزه به جای انجام دادوستدهای یک باره باید به دنبال ایجاد و گسترش روابط درازمدت و رضایت بخش با مشتریان بود. زیرا محصولات می آیند و می روند اما آنچه می ماند روابط با مشتریان است و شما می توانید در بیشتر جاها متمایز باشید اما نمی توانید در همه جا با یک ایده واحد متمایز باشید. طراحی سایت پزشکی چه کسانی باید از تبلیغات ترانزیتی استفاده کنند؟ دل دنیسون معتقد است که شرکت های خدماتی یا خرده فروش ها که مخاطبان مورد نظرشان در یک ناحیه شهری تمرکز یافته اند برای این کار مناسبند. مزایای تبلیغات ترانزیتی
نواقص تبلیغات ترانزیتی
نکات مورد توجه در مدیریت تبلیغاتی ترانزیتی
:: بازدید از این مطلب : 184 نوشته شده توسط : جعفر
کارآفرین بودن کار ساده ای نیست. ترکیبی از کمی اشتیاق و علاقه و میزان زیادی برنامه ریزی برای کسب وکار می تواند شما را به آن چه می خواهید برساند.ذر این مقاله می خواهیم 7 نکته که برای کارآفرین بودن باید بدانید را عنوان کنیم. 1- بدانید چه می خواهید. آیا آرزوی این را دارید که فرمانروایی خود را داشته باشید یا می خواهید وقت استراحتتان را با آسودگی در کنار فرزندانتان بگذرانید؟ اغلب از کارآفرینان می شنویم که می خواهند کسب وکاری راه بیاندازند تا بتوانند فرزندانشان را حمایت کنند و در زمان بازنشستگی آسوده خاطر باشند. آن ها می خواهند در هر جا هستند کسب وکار خود را راه اندازی کنند و خدمات و محصولاتی را که دوست دارند عرضه کنند. باید بدانید که لازم است تا وقت زیادی برای کسب وکارتان صرف کنید. انگیزه ی کاری شما باید آن قدر زیاد باشد که بتوانید با چالش های پیش رو کنار بیایید. ![]() 2- بیش از آنچه صحبت می کنید، گوش بدهید. ارتباطات مهم اند و رویدادهای شبکه ای راه بسیار خوبی برای این کار هستند. این رویدادها هم چنین روش مناسبی برای ملاقات با مشتریان بالقوه است، اگرچه همه افراد در این مسیر موفق نمی شوند. این رویدادها فقط برای رد و بدل کردن کارت ویزیت نیستند بلکه فرصت های خوبی برای یادگیری در اختیار افراد قرار می دهند. خودتان را به افراد جدید معرفی کنید و سعی کنید زمینه مشترکی پیدا کنید. اگر بیش از صحبت کردن گوش کنید، شانس این را دارید که در موقعیت های مناسب، راه حل مناسب را ارائه دهید. 3- خودتان را ثابت کنید. افراد برای چیزهای ارزشمند خوب هزینه می کنند. اگر در کسب وکار خود تازه کار هستید، کارتان مشکل می شود؛ پس سعی کنید خود را ثابت کنید. 4- در رسانه های اجتماعی حضور داشته باشید. امروزه اطلاعات زیادی را می توان از طریق اینترنت بدست آورد. افراد قبل از آنکه کاری انجام دهند در اینترنت جست وجو می کنند تا بتوانند اطلاعاتی را که می خواهند دریافت کنند. در واقع آن ها می خواهند بدانند محصول و یا خدماتی که شما عرضه می کنید ارزش آن را دارد که برایش وقت و هزینه صرف کنند و یا نه. بنابراین مهم است که برای پاسخگویی حضور داشته باشید. به این معنا که وبسایتی داشته باشید، در صفحات اجتماعی حضور داشته باشید و مهمتر از همه این که با مشتریان در ارتباط باشید. 5- سرتان به کار خودتان باشد. اغلب وقتی بیش از حد به آن چه در اطرافمان اتفاق می افتد توجه کنیم، از آن ها تأثیر می پذیریم. بررسی می کنیم، تلاش می کنیم، ولی در نهایت پیشرفتی نمی کنیم. تنها چیزی که باید کنترل کنید خودتان هستید. و این به معنای کار کردن است. نگران نباشید که دیگر کارآفرینان و یا شرکت ها چه می کنند. تنها نگران خودتان باشید!دوربین هایک ویژن 6- از کم شروع کنید. اگر می خواهید خبره به بنظر برسید، مهم است که از پایه و کم کم شروع کنید. مثلاً اگر می خواهید سخنران یک سخنرانی بزرگ باشید، بهتر است با حضور در روزنامه، تلویزیون و یا رادیوی محلی شروع کنید. در کسب وکار نیز به همین صورت است. به طور کلی، ایده خود را به صورت آزمایشی به اجرا بگذارید و منتظر بازخوردها باشید. اگر بازخورد خوبی گرفتید، آن را گسترش دهید. 7- ناامید نشوید. بسیاری از افراد از ترس و شکست تأثیر می پذیرند. قابل درک است. کارآفرینی رعب آور بنظر می رسد. ولی آن چه اهمیت دارد ادامه دادن این راه است. مشتریانی هستند که ابتدا از ورود به دنیای تکنولوژی اجتناب می کنند، ولی در نهایت به آن وابسته می شوند. آدم ها تغییر می کنند. اگر ارزش چیزی را به آن ها نشان دهید، خوشحال می شوند که یک چیز جدید را امتحان کنند. این هفت درس را به خوبی فرابگیرید. نه تنها در کسب وکار، بلکه در زندگی نیز کاربرد دارند. بیشتر بخوانید: خرید دوربین مداربسته نصب دوربین مدار بسته :: بازدید از این مطلب : 183 نوشته شده توسط : جعفر
امروزه صنعت بازاریابی و تبلیغات برای ابداع و معرفی یک سرواژه یا اصطلاح جدید در هر شبی که صبح می شود بسیار بدنام است. برخی از این واژه ها و اصطلاح ها مانند "بازاریابی محتوایی” بسیار مطرح و شناخته شده می شوند و برخی دیگر دوره عمر بسیار کوتاهی دارند، تا جایی که اگر نامی از آن ها ببریم ممکن است شما آن را به عنوان واژه تخصصی حوزه بازاریابی نشناسید. در ادامه این مطلب قصد معرفی یکی از این واژه هایی راداریم که شاید اخیراً به این صنعت اضافه شده است و آن هم تبلیغات محتوایی – content advertising- است، می خواهیم از کجا آمده، از چه چیزی ساخته شده و آیا حق باقی ماندن در مجموعه واژگان ما در سال جاری را دارد یا خیر؟ شاید لزومی نداشته باشد که آن به عنوان واژه ای مرکب از دو واژه ساده تر قبول کنیم، اما چیزی که از ظاهر آن پیداست، این است که از ترکیب دو واژه با مفهوم بازاریابی محتوایی + تبلیغات ساخته شده است: تبلیغات تبلیغات به عنوان نوعی ترفیع و ترویج غیرشخصی محصولات و خدمات توصیف می شود و موضوع آن در رابطه با تفهیم ارزش پیشنهاد فروش یک محصول یا خدمت در مقیاسی مشخص است. از قدیم، این نوع ارتباط را یک نوع ارتباط یک طرفه می شناختند. شرکت طراحی وب سایت بازاریابی محتوایی مطمئنم که به خوبی با تعریف بازاریابی محتوایی آشنایی دارید، یکی از تعاریفی که برای این نوع از بازاریابی ارائه شده است به این قرار است که: بازاریابی محتوایی یک رویکرد استراتژیک بازاریابی است که متمرکز بر تولید و توزیع محتوای مرتبط، مستمر و باارزش به منظور جذب و نگهداری مجموعه ای از مخاطبین با دقت و به روشنی تعریف و مشخص شده است – و درنهایت در پی هدایت رفتار سودمند مشتری است. بازاریابی محتوایی در رابطه با ارتباط برقرار کردن با مصرف کننده ها بدون فروش چیزی به آن هاست. این حوزه از بازاریابی در ارتباط با ارائه محتوا آموزشی، سرگرم کننده و همواره همراه باارزش افزوده به مصرف کننده ها به منظور غنی سازی تجربه وب گردی آن ها می باشد. طراحی سایت فروشگاهی تبلیغات محتوایی از آنجائی که بازاریابی محتوایی اساساً مرتبط با ارائه ارزش از طریق محتوا (آموزش، سرگرمی الهام بخشیدن) است، در دوره کنونی به طور ویژه ای به دلیل پذیرش بسیار زیاد و قابل قبول شبکه های اجتماعی موفقیت آمیز می باشد. بدون وجود شبکه های اجتماعی، تصور ویروسی شدن یک محتوا به صورت فعلی بسیار سخت و مشکل است. توانایی مصرف کننده ها به منظور داشتن یک گفتگو دوسویه از طریق به اشتراک گذاری محتوا به بازاریابان فرصتی فوق العاده برای بهره برداری از ترافیک اجتماعی و ارگانیک برای دیده شدن محتوای خودشان توسط دیگران را می دهد. بااین وجود، به دلیل اشباع فضای اینترنت با محتوای تولیدشده توسط کاربران و برندهای مختلف، دست پیدا کردن به مصرف کننده ها از طریق کانال ها و شیوه های ارگانیک سخت تر و سخت تر شده است. اگر شما دارای یک صفحه فیس بوک هستید و در آن فعالیت دارید، مطمئناً اخیراً متوجه گزینه ای تحت عنوان exposure به معنای نمایش و در معرض چیزی قرار گرفتن به منظور نمایش بیشتر و سریع تر محتوای خود برای تعداد مخاطبین بیشتر شده اید. در متون مختلف بازاریابی خیلی کم در مورد موضوع تبلیغات محتوایی مطلبی نوشته، ترجمه و ارائه می شود و چیزی هم که اغلب در این رابطه نوشته و منتشر می شود، خیلی قدیمی و از تاریخ گذشته است. تبلیغات محتوایی نوشتن متن تبلیغات نیست. ما در آی بازاریابی آن را به صورت زیر تعریف می کنیم: طراحی وب سایت شرکتی تبلیغات محتوایی چیست؟ تبلیغات محتوایی یک استراتژی بازاریابی به منظور تولید محتوایی است که هدف اصلی توزیع آن از طریق کانال های پولی و به منظور افزودن ارزش به مخاطب است. به طور طبیعی، تبلیغات محتوایی (استراتژی جامع و فراگیر) و تبلیغاتی که هماهنگ و مناسب با زیرساخت توزیع و ارائه آن است، دست به دست هم و با یکدیگر پیش می روند. درحالی که تمامی انواع محتوا اغلب بر روی وبلاگ برند مرتبط با خودش منتشرشده و از طریق شبکه ها و کانال های اجتماعی مختلف منتشر می شوند، تولید محتوایی که برای توزیع از طریق کانال های پولی و شیوه های مشابه با آن تولید می شوند، به طورکلی متفاوت است. محتوایی که با توجه به اصول کلی بهینه سازی نتایج موتورهای جستجو (سئو) تولید می شوند، می توانند به طور قابل توجهی از فرصت های ایجادشده برای جستجو کلمات کلیدی بهره ببرند. محتوایی که با در نظر داشتن شبکه های اجتماعی تولیدشده اند می توانند به شکلی طراحی شوند که قابل اشتراک گذاری باشند و بنابراین عمدتاً به صورت بصری و قابل مصرف توسط عموم می باشند. محتوایی که لزوماً باهدف توزیع از طریق کانال های پولی تهیه شده است، می توانند به موضوعاتی بپردازند که به صورت عادی و فعال توسط مردم مورد جستجو قرار نمی گیرند یا خیلی قابلیت اشتراک گذاری ندارند، اما درنهایت می توانند بسیار اثرگذار باشند. این نوع از محتوا به برندها فرصتی برای ارائه محتوای شخصی به مخاطبین بدون در نظر داشتن قوانین عمومی جستجو یا شبکه های اجتماعی به منظور دیده شدن آن ها توسط مردم را می دهد. به عبارتی این نوع از محتوا لزوماً بر هدف نهایی، یعنی همان تأثیرگذار بودن، متمرکز می باشند. طراحی پورتال
:: بازدید از این مطلب : 203 نوشته شده توسط : جعفر
نمی توان یک تعریف کتابی یکتا برای آنچه که یک کارآفرین را موفق می سازد ارائه داد و هر انسان موفقی یک تعریف از راه های منجر به موفقیت دارد. اما با این حال می توان به چند رفتار و ویژگی مشترک بین کارآفرینان موفق اشاره کرد. به شما پیشنهاد می کنیم با داشتن این ویژگی ها و رفتارها تاحدی به یک فرد کسب و کاری موفق تر تبدیل شوید. چون این ها به شما کمک می کنند که بر چیزی که مهم تر است متمرکز بمانید و در زمان های سختی، شما را یاری می کنند که به جلو بروید. همچنین باعث می شوند که شما با خود و کسانی که باید رهبری کنید، ارتباط برقرار کنید و نهایتا در طول این سفر استارتاپی تا رسیدن به موفقیت، تعادل را حفظ کنید. 1- آنها همه چیز را ساده می گیرند آنها این کار را نه تنها در کار بلکه درتمامی جنبه های زندگی شان انجام می دهند، از سبک تغذیه ای شان بگیرید تا سبک ورزشی و تا آنچه که می پوشند. برای مثال مارک زاکربرگ و یا استیوجابز را می توان نام برد. همه ما در تلاشیم تا تمامی کارهای لیست شده در سررسیدمان را انجام دهیم، اما بدانید که اگر دور خود را شلوغ کنید و به سراغ کارهای پیچیده بروید، حتما زمان کم خواهید آورد. شما باید هرلحظه از زمانتان را ذخیره کنید. در مورد کسب و کار تنها موضوع زمان نیست، بلکه استراتژی شما هم مهم است. برنامه های شما باید قابل فهم باشند، تمامی ملاک ها و مقیاس هایتان استاندارد و قابل اندازه گیری باشند، و از همه مهم تر یک مفهوم ساده بسیار قابل خرید تر از یک مفهوم پیچیده است، آن هم به وسیله دانشگاه ها، مشتریان و هرگونه خریدار احتمالی. پس سعی کنید که ایده خود را ساده سازی کنید تا راحت تر اجرایی شود. در حقیقت در این دنیای دیجیتال و روبه رشد، بدون یک سیستم ساده که به ما کمک کند تا کار خود را در این دنیای مدرن توسعه دهیم، تصمیم گیری برای اولویت بندی کارهای مهم سخت خواهد شد. زمانی که در شلوغی کارمان و بحران غوطه ور هستیم، بسیار سخت است که ذهنمان را آزاد نگه داریم. در نهایت باید بگوییم که سادگی، فاکتور مهمی برای کنترل کارها است. ![]() بیشتر بخوانید: دوربین تشخیص چهره دوربین مداربسته آنالوگ
2- آنها سرسخت هستند سرسخت بودن برای یک کارآفرین موفق، یک امر عادی است، چرا که می داند بدون پشتکار و پایداری به جایی نخواهد رسید. در بحران های موجود در یک کسب و کار که باعث عقب نشینی بسیاری از افراد، در همان ابتدای شروع کار می شود، این دسته کارآفرینان همچنان به پایداری خود برای حل مشکل ادامه می دهند. حتما زمان و انرژی زیادی را صرف این کار می کنند، اما سرشار از غرور هستند و نمی خواهند کسی برایشان دل بسوزاند. آنها می دانند که هیچ چیز ارزشمندی به سادگی بدست نخواهد آمد و تمامی این چالش ها و سختی ها، یادآور موفقیتی هستند که تنها کسانی به آن می رسند که عقب نشینی نکنند. کارآفرینی بدون شکست معنی ندارد، بدون شکست در ارائه یک محصول و یا انجام یک سخنرانی و یا از دست دادن مشتری. تمامی این شکست ها، وسیله ای است برای نشان دادن و سنجش سرسختی یک کارآفرین برای رسیدن به اهدافش. تمامی این سرسختی ها در زمان بحران، پیش نیاز موفقیت است. 3- آنها صبور هستند صبر به نوعی تقوا و لازمه کسب وکار است. در جاده طول و دراز موفقیت کارآفرینان باید سطوح مختلف بسیاری را از صبر از خود نشان بدهند و بتوانند احساسات ذاتی خود از قبیل ترس از شکست، تردید در مورد آنچه که اتفاق خواهد افتاد، کنترل کنند. کسب و کارهای بیشماری شکست خوردند، تنها به دلیل کم صبری، چرا که اصرار بر رشد سریع همه چیز داشتند، اینکه زود وارد بازار شوند و یا به دلیل همین کم صبری خیلی زود قید همه چیز را زدند. نمی توان گفت که صبر برای یک کارآفرین به آسانی بدست می آید. این یک نبرد درونی ثابت است. بسیاری از کارآفرینان صبور هستند و در عین حال هم با سرعت خوبی به جلو می روند و آنها می دانند که بدون صبر از لحاظ روحی بسیار سخت خواهد بود، چرا که با وجود خواستن یک چیز، چیزهای غیر قابل کنترلی بر سر راه مان قرار دارد و مجبور کردن زمان برای به جلو رفتن، هیچ فایده ای نخواهد داشت، پس فقط صبر است که درست جواب می دهد. 4- آنها به طور طبیعی یکدل هستند ای کاش تمامی مردم این ویژگی را نه تنها در کارشان بلکه در تمامی جنبه های زندگی خود داشتند. یکدلی، توانایی این که شما خود را در موقعیت شخص دیگری قرار دهید و آن موقعیت را درک کنید و یا حداقل تلاش کنید که احساسات وعواطفش را درک کنید، بسیار در نحوه ارتباط شما با دیگران مهم است. تمامی کارآفرینان در قلب شبکه ای از افرادی قرار می گیرند که نیاز دارند، فهمیده بشوند: کارکنان، شریکان کسب و کاری، مربیان، سرمایه گذاران و البته مشتریان. با نشان دادن همدردی، کارآفرینان بهتر می توانند با علایق و سلایق این دست افراد همراه باشند و نه تنها آنها را درک کنند بلکه به تک تک هرکدام نشان دهند که تمامی علایق و احساسات آنها را می فهمند و دنبال می کنند.دوربین حرارتی دوربین اچ دی تنها در خلال این مراحل ارتباطی است که ما می توانیم به طور ذاتی بفهمیم چگونه و چرا یک کارمند و یا همکار یا مشتری به تصمیمی که ما می گیریم، واکنش نشان می دهند. آنوقت است که ممکن است درست ترین کار را انجام دهیم، و این واکنش به ما کمک می کند که به بهترین شکل ممکن ایده خود را در همکاری با آنها عملی کنیم. این را بدانید که یکدلی یکی از اجزاء اصلی رهبریت است و یکی از فاکتورهای مهم فرایند تصمیم گیری هوشمندانه است. همچنین همدردی تنها کافی نیست و ترکیب آن با یکدلی به شما کمک خواهد کرد تا کسب و کار خود را در راه درست پیش ببرید. 5- آنها ترس را مدیریت می کنند تحقیقات نشان داده اند که ما تنها با دو واقعیت ترس ذاتی زائیده شده ایم: ترس از افتادن ، ترس از صدای بلند. اما ما در طول زندگی لیست بلند بالایی از انواع ترس ها را برای خود به وجود می آوریم. مثلا ترس از شکست در کارآفرینان. به گفته جیمز کامرون، شکست یک گزینه است ولی ترس نه. یعنی اینکه شکست در کسب و کار وجود دارد، این ما هستیم که نباید بترسیم. ترس برای یک کارآفرین مثل یک زندان است. ترس یک کارآفرین را به سمت تصمیم گیری های بیش از حد امن سوق می دهد و مانع جاه طلبی و الهام گیری می شود. بیشتر کارآفرینان می دانند که با بحران هایی در کار خود روبه رو هستند اما آنهایی که موفق اند می دانند که نباید از این بحران ها بترسند. آنها شکست را به عنوان بخشی از سفر کارآفرینی خود می پذیرند. اما شما باید به کاری که می کنید، ایمان داشته باشید، اینکه تیم خود را چگونه بچینید و یا کیفیت دانش بازاریابی خود را چگونه می سنجید. البته شما نباید به این فکر کنید که دنیا آن چیزی را که شما به بازار عرضه می کنید، حتما می خواهد. شما با اعتقاد به توانایی های خود می توانید ترس خود را کاهش دهید. این مثل این می باشد که یک ارتش کوچک به جنگ یک ارتش بزرگتر و مجهزتر می رود. پس تنها از این بترسید که از دست دادن جایگاه شغلی تان و موقعیتتان به دلیل ترس های بی مورد بسیار ترسناک تر خواهد بود.
بیشتر بخوانید: دوربین مداربسته تحت شبکه بهترین دوربین مدار بسته
:: بازدید از این مطلب : 184 |
|
آرشیو مطالب آخرین مطالب پیوند های روزانه مطالب تصادفی مطالب پربازدید چت باکس
تبادل لینک هوشمند پشتیبانی LoxBlog.Com
|